یکشنبه 05 بهمن 1399
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : وحید حاجیلو |

 

علم می‌نویسد: شاهنشاه آن گاه چنین فرمود [که] من خلاصه می‌نویسم:

«من این جلسه را مرکب از فرماندهان ارتش خودم و نخست‌وزیر و روسای مجلسین و اعضای برجسته دربار با حضور شهبانو تشکیل دادم که مطالب لازمی را یادآوری کنم. همه ما می‌دانیم که با وسایل تخریبی امروز و وسایل تروریستی امروز، گو اینکه مرگ و حیات در اختیار خداوند است، ولی زندگی و حیات من ممکن است هر لحظه در خطر باشد. به این جهت خواستم در حضور همه شما بگویم که اگر من از بین بروم، تا موقعی که ولیعهد به سن قانونی نرسیده، شهبانو و اعضای شورای نیابت سلطنت، وظایف سلطنت را انجام خواهند داد. فرماندهان ارتش مکلف هستند اوامر شهبانو یا بعد ولیعهد را که شاه می‌شود با همان قدرت و استحکامی که در زمان من انجام می‌دهند، انجام بدهند.

فکر نکنند که چون یک زن یا یک بچه فرمان می‌دهد ممکن است سستی به خرج بدهند، آن وقت زندگی همه شما در خطر خواهد بود. شما موقعی می‌توانید زندگی کنید که در همه امور با اتحاد و استحکام قدم بردارید. ضمنا امروز می‌خواستم در این جلسه تکلیف همه را در صورت بروز چنین پیش‌آمدی قطعا بررسی بکنم. فایده اساسی این کار این است که وقتی دشمن خارجی یا داخلی بداند که ما همه چیز را قبلا پیش‌بینی کرده‌ایم و در صورت بروز هر واقعه، سیاست و اصول مملکت‌داری عوض نخواهد شد؛ ممکن است از تعقیب افکار پلید خود صرف‌نظر کند. ولی به هر حال ما باید تکلیف همه را در موقع چنین پیش‌آمدی روشن کنیم و قبلا پیش‌بینی‌های لازم را به عمل آورده باشیم.

ابتدا وظایف نیروهای مسلح را تعیین می‌کنم. محتاج به توضیح نیست که اولین وظیفه قوای مسلح مملکت، آماده بودن برای دفاع از تمامیت کشور است. دوم بدون آن که اجازه دخالت [در] سیاست را ... [به] ارتش بدهیم و بدون اینکه خودش در سیاست دخالت بکند، باید حافظ کلمه به کلمه قانون اساسی باشد. البته آن قانون اساسی که امروز من آن را اعمال می‌کنم. ارتش در اختیار کامل پادشاه مملکت یا در اختیار کامل آن کسی است هک برابر قانون اساسی وظایف پادشاه را انجام می‌دهد. البته اگر ولیعهد به سن قانونی رسیده باشد، در اختیار و تحت فرمان او خواهد بود و اگر احیانا به سن قانونی نرسیده‌ باشد، بر طبق پیش‌بینی که در قانون اساسی شده، تا موقعی که به سن قانونی برسد، در اختیار مادر او یعنی مادر ولیعهد خواهد بود. البته ارتش و نیروهای مسلح باید همیشه سلسله مراتب را حفظ کنند.

دستورات فرماندهی از طریق رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران ابلاغ می‌شود. البته اگر رئیس مملکت اطلاعات نظامی نداشته باشد، با شورای فرماندهان یا مشاوران نظامی خود مشورت خواهد کرد، ولی تصمیم را خودش می‌گیرد و هیچ مرجع و مقام دیگری تصمیم گیرنده نخواهد بود و امری که به این طریق به وسیله رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران ابلاغ شد، باید از طرف نیروها کورکورانه اطاعت شود.

تکلیف دیگر نیروهای مسلح این است که اگر خدای نخواسته رئیس مملکت بخواهد کوچکترین تخلفی یا خودداری از اعمال اختیارات قانونی خودش بکند، قوای مسلح موظف هستند که به او یادآوری بکنند که وظایف قانونی و مصلحت کشور این است که او این اختیار را همین طور که الان از طرف خود من اجرا می‌شود به مرحله اجرا در آورد. نیروهای مسلح موظف خواهند بود، هیچ وقت زیر بار تغییر نظمی که آن نظم ما را به این درجه از پیشرفت و ترقی رسانده، نروند.

 

البته بدون آن که اجازه مداخله در سیاست داشته باشند. ولی جایی که موجودیت کشور در میان است، شما باید حتما یک تنه و یک سره بایستید. مسلما هیچ یک از فرماندهان این قدر بی‌عقل نخواهد بود که با دیگری برای مقاصد شخصی خود و یا با سیاستمداران، بند و بست کنند. به خصوص که ما الان می‌بینیم که هیچ یک از فرماندهان زیر بار فرمانده دیگری نمی روند و فقط مطیع پادشاه هستند و فقط پادشاه را می‌شناسند و به خوبی می‌دانند که در این کشور برقراری دیکتاتوری نظامی امکان ندارد. مبادا در نیروهای مسلح مملکت کسی فکر کند که می‌تواند با بند و بست داخلی یا خارجی به کشور مسلط شود. این خیال باطل است. خانواده ارتش وقتی باقی می‌ماند که همه یکپارچه باشند.

 

وظیفه دیگر نیروهای مسلح این است که 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه | نظرات () بازدید : 394
نویسنده : وحید حاجیلو |

   برای تعیین درصد خلوص بذر ابتدا وزن هزار دانه ی آن را محاسبه می کنیم که قبل از آن باید بذر را توسط دستگاه seed sorter تمیز کرد. سپس بذور تمیز را با دستگاه seed counter می شماریم - مثلاً 1000 تا یا اگر از طریق نمونه گیری های تصادفی چند تایی بود به نسبت کمتر می شماریم- آنگاه بذور را وزن می کنیم تا وزن هزاردانه بدست آید.

  اکنون نسبت وزن خالص شده ی بذر به وزن اولیه ضرب در صد نشان دهنده ی درصد خلوص بذر است.
امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : پنجشنبه | نظرات () بازدید : 2791
نویسنده : وحید حاجیلو |

روزی دو بازرگان به حساب معامله هایشان می رسیدند.در پایان،یکی از آن دو به دیگری گفت:طبق حسابی که کردیم من یک دینار به تو بدهکار هستم. بازرگان دیگر گفت:اشتباه می کنی!تو یک و نیم دینار به من بدهکار هستی؟ آن دو بر سر نیم دینار با هم اختلاف پیدا کردند و تا ظهر برای حل آن با هم حرف زدند اما باز هم اختلاف ،سر جایش ماند.هر دو بازرگان از دست هم خشمگین شدند و با سر و صدا تا غروب آفتاب با هم در گیر بودند. سر انجام بازرگان اولی خسته شد وگفت:بسیار خوب!تو درست می گویی! یک روز وقت ما به خاطر نیم دینار به هدر رفت. سپس یک و نیم دینار به بازرگان دوم داد. بازرگان دوم پول را گرفت و به سمت خانه اش به راه افتاد.
شاگرد بازرگان اولی پشت سر بازرگان دوم دوید و خودش را به او رساند و گفت:آقا،انعام من چی شد؟ بازرگان ،ده دینار به شاگرد همکارش انعام داد. وقتی شاگرد برگشت بازرگان اولی به او گفت :مگر تو دیوانه ای پسر؟! کسی که به خاطر نیم دینار ،یک روز وقت خودش و مرا به هدر داد چگونه به تو انعام می دهد؟! شاگرد ده دینار انعام بازرگان دومی را به اربابش نشان داد.آن مرد خیلی تعجب کرد و در پی همکارش دوید و وقتی به او رسید با حیرت از او پرسید:
آخر تو که به خاطر نیم دینار این همه بحث و سر و صدا کردی، چگونه به شاگرد من انعام دادی؟! بازرگان دومی پاسخ داد:تعجب نکن دوست من، اگر کسی در وقت معامله نیم دینار زیان کند در واقع به اندازه نیمی از عمرش زیان کرده است چون شرط تجارت و بازرگانی حکم می کند که هیچ مبلغی را نباید نادیده گرفت و همه چیز را باید به حساب آورد،اما اگر کسی در موقع بخشش و کمک به دیگران گرفتار بی انصافی و مال پرستی شود و از کمک کردن خود داری کند نشان داده که پست فطرت و خسیس است.
پس من نه می خواهم به اندازه نیمی از عمرم زیان کنم و نه حاضرم پست فطرت و خسیس باشم.
بر اساس حکایتی از کتاب قابوس نامه

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : چهارشنبه | نظرات () بازدید : 427
نویسنده : وحید حاجیلو |

پنبه

   پنبه گیاهی است چند ساله ولی در بعضی مناطق به عنوان گیاه چند ساله استفاده نمی شود از جمله کشور ما "ایران" که پنبه به عنوان گیاه یک ساله استفاده می شود چرا که به فصل سرما برخورد می کند اما در وجود شرایط مساعد هم آن را به عنوان یکساله کشت می کنند. چراکه در صورت کشت چند ساله به دلیل تولید شاخ و برگ عملکرد پایین می آید. 

   ارتفاع بوته تحت تأثیر رقم بوته است که این ویژگی ژنتیکی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار می گیرد.

   بر روی ساقه ی اصلی دو نوع شاخه به وجود می آید:

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : چهارشنبه | نظرات () بازدید : 790
نویسنده : وحید حاجیلو |

پنبه های تار بلند:

طول الیاف آن از 29-69 میلیمتر می رسد که از لحاظ عملکرد متوسط است. حد فاصل دو گونه ی upland cotton و Desicotton است که غوزه ها دارای سه برچه است. گونه ی barbadense در این گروه طبقه بندی می شوند. سطح زیر کشت کمی در جهان دارد و کمتر مورد توجه زراعت است. 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : چهارشنبه | نظرات () بازدید : 354
نویسنده : وحید حاجیلو |

به نام خدا

نشانه های تشخیص الیاف نباتی، حیوانی و مصنوعی:

1- اگر سوزانده شوند؛ نباتی با شعله ی کم رنگ، حیوانی پر رنگ و مصنوعی همراه با دود خواهد سوخت.

2- خاکستر الیاف نباتی دارای رنگ روشن، حیوانی تیره و مصنوعی سیاه است.

3- در صورت لمس کردن؛ نباتی نرم و سرد، حیوانی گرم و خشن و مصنوعی سرد است و حالت روغنی دارد.

 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : چهارشنبه | نظرات () بازدید : 622
نویسنده : وحید حاجیلو |

پائولو کوئیلو

‏در یک افسانه‌ی قدیمی «پِرو» [۱] یی از شهری حکایت می‌شود که همه در آن شاد بودند. ساکنا‏ن این شهر کارهای دلخواهشان را انجام می‌دادند و با هم خوب تا می‌کردند، به جز شهردار که غصه می‌خورد، چون هیچ حکمی نداشت که صادر کند. زندان خالی بود. از دادگاه هرگز استفاده نمی‌شد و دفتر اسناد رسمی هیچ سندی صادر نمی‌کرد، چون ارزش سخنان انسان بیشتر از کاغذی بود که روی آن نوشته شده باشد. 
‏روزی شهردار چند کارگر از جای دوری آورد تا وسط میدان اصلی دهکده دیوار بکشند. تا یک هفته صدای چکش و اره به گوش می‌رسید. 
در پایان هفته شهردار از همه‌ی ساکنان دعوت کرد تا در مراسم افتتاح شرکت کنند. حصارها را با تشریفات مفصل برداشتند و یک چوبه‌ی دار نمایان شد. 
‏مردم از هم می‌پرسیدند که این چوبه‌ی دار در آن‌جا چه می‌کند. 
‏از ترس‌شان از آن به بعد برای حل و فصل همه‌ی مواردی که قبلاً با قول و قرار متقابل انجام می‌شد، به دادگاه مراجعه می‌کردند و برای ثبت اسنادی که قبلاً صرفاً به زبان می‌آمد، به دفتر ثبت اسناد رسمی می‌رفتند. کم‌کم ‏توجه‌شان به آنچه که شهردار «ترس از قانون» می‌گفت، جلب شد. 
‏در افسانه آمده که هرگز از آن چوبه‌ی دار استفاده نشد، اما وجود آن همه چیز را عوض کرد.
————————————————–

۱. کشوری در آمریکای جنوبی.

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : شنبه | نظرات () بازدید : 433
نویسنده : وحید حاجیلو |

به نام خدا

گلخانه Greenhouse

گلخانه عبارت از ساختمانی است که در آن حرارت، رطوبت، نور و میزان گاز کربنیک قابل کنترل است. درون آن نباتات را می توان در تمام سال، بویژه در خارج از فصل پرورش داد. بعضی از محصولات را پیش رس کرد و یا برای تمام یا قسمتی از سال گیاهان را از آب و هوای نامناسب دور نگه داشت. گلخانه عموماً از اجزای زیر تشکیل شده است:

 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : شنبه | نظرات () بازدید : 402
نویسنده : وحید حاجیلو |

 

شب‌ها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه ! حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!
به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می دزدید… داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی می‌کرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می‌کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن را بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده…!
روزی، چطورش را نمی‌دانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می‌کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان…
دزدها می‌آمدند؛ چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند…
 
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه می‌ماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می‌گذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!
 
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود.
 
می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است…
 
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و

 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه | نظرات () بازدید : 382
نویسنده : وحید حاجیلو |

به نام خدا

وسایل و ادوات تهیه ی زمین و کاشت

برای تهیه ی زمین از ادوات متعددی استفاده می نمایند که با نوع محصول، وسعت زمین مورد کشت متفاوت می باشد.

برای باغبانی در سطح کم و کوچک کلیه ی این ادوات دستی است و در اراضی وسیع اغلب از ادوات موتوری استفاده می نمایند. استفاده از تراکتور کوچک در زراعت های کوچک که مطابق اصول علمی صحیح کاشته شده باشد مقرون به صرفه است.

ادوات دستی که در باغبانی مورد استفاده قرار می گیرد عبارت است از:

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه | نظرات () بازدید : 1001
نویسنده : وحید حاجیلو |

مهندسین زراعت و اصلاح نباتات 90 بوعلی + بیست و دوم بهمن ماه

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه | نظرات () بازدید : 404
نویسنده : وحید حاجیلو |

 

شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
مامانم اومد ساعت ۲ نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد

جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه | نظرات () بازدید : 357
نویسنده : وحید حاجیلو |

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از

 

بیرون کشیدن آن درمانده. مساعدت را ( برای
کمک کردن ) دست در دُم خر زده، قُوَت
کرد( زور زد). دُم از جای کنده آمد. فغان از
صاحب خر برخاست که « تاوان بده»!.
مرد به قصد فرار به کوچه‌ای دوید، بن بست
یافت. خود را به خانه‌ای درافگند. زنی
آنجا کنار حوض خانه چیزی می‌شست و بار
حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز
در بترسید، بار بگذاشت (سِقط کرد). خانه
خدا (صاحبِ خانه) نیز با صاحب خر هم آواز
شد.
مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی
نیافت، از بام به کوچه‌ای فروجست که در
آن طبیبی خانه داشت. مگر جوانی پدر
بیمارش را به انتظار نوبت در سایۀ دیوار
خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود
آمد، چنان که بیمار در جای بمُرد. «پدر
مُرده» نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست!.
مَرد، همچنان گریزان، در سر پیچ کوچه با
یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش
افگند. پاره چوبی در چشم یهودی رفت و کورش
کرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع
متعاقبان پیوست!.
مرد گریزان، به ستوه از این همه، خود را
به خانۀ قاضی افگند که «دخیلم» (پناهم
ده)؛ مگر قاضی در آن ساعت با زن شاکیه
خلوت کرده بود. چون رازش فاش دید، چارۀ
رسوایی را در جانبداری از او یافت: و چون
از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به
درون خواند.
نخست از یهودی پرسید. گفت: این مسلمان یک
چشم مرا نابینا کرده است. قصاص طلب میکنم.
قاضی گفت : دَیتِ مسلمان بر یهودی نیمه
بیش نیست. باید آن چشم دیگرت را نیز
نابینا کند تا بتوان از او یک چشم برکند!
و چون یهودی سود خود را در انصراف از
شکایت دید، به پنجاه دینار جریمه محکومش
کرد!.
جوانِ پدر مرده را پیش خواند. گفت: این
مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد،
هلاکش کرده است. به طلب قصاص او آمده‌ام.
قاضی گفت: پدرت بیمار بوده است، و ارزش
حیات بیمار نیمی از ارزش شخص سالم است.
حکم عادلانه این است که پدر او را زیر
همان دیوار بنشانیم و تو بر او فرودآیی،
چنان که یک نیمهء جانش را بستانی!. و
جوانک را نیز که صلاح در گذشت دیده بود،
به تأدیۀ سی دینار جریمۀ شکایت بی‌مورد
محکوم کرد!.
چون نوبت به شوی آن زن رسید که از وحشت
بار افکنده بود، گفت : قصاص شرعاً هنگامی
جایز است که راهِ جبران مافات بسته باشد.
حالی می‌توان آن زن را به حلال در فراش
(عقد ازدواج) این مرد کرد تا کودکِ از دست
رفته را جبران کند. طلاق را آماده باش!.
مردک فغان برآورد و با قاضی جدال
می‌کرد، که ناگاه صاحب خر برخاست و به
جانب در دوید.
قاضی آواز داد :هی! بایست که اکنون نوبت
توست!. صاحب خر همچنان که می‌دوید فریاد
کرد: مرا شکایتی نیست. می روم مردانی بیاورم که شهادت دهند خر، من از کره‌گی
دُم نداشت

منبع:azfun.ir

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : جمعه | نظرات () بازدید : 464
نویسنده : وحید حاجیلو |

!موجوداتی که در تقسیم بندی میان گیاهان قرار می‌گیرند

 

 از گیاهان سلولی شاخه‌های زیر وجود دارند.

!!تالوفیتها
این گروه گیاهی بسیار ساده ، ابتدایی ، غالبا ((گیاهان تک سلولی|تک سلولی)) و به اصطلاح ((پروتوفیت)) بوده معمولا تشکیل توده‌های سلولی به نام ((ریسه)) یا تال را می‌دهند. سلولهای سازنده تال ، همه یک شکل و یکنواخت و هریک مستقل از دیگری بوده و با آنکه در کنار هم قرار دارند، هیچگونه ارتباط فیزیولوژیکی بین آنها وجود ندارد، همچنین فاقد هرگونه اختصاصات بافتی هستند. ریسه یا ((تال)) تالوفیتها بافت خاصی نیست و به همین علت هم این گروه گیاهی (تالوفیتها) را ((گیاهان سلولی)) می‌گویند.
  باکتریها
گیاهان تک سلولی ، میکروسکوپی و فاقد ((کلروپلاست)) هستند. ((باکتری|باکتریها)) موجودات بسیار ریزی هستند که با چشم عادی و غیرمسلح دیده نمی‌شوند و همیشه دارای اشکال ثابت نبوده و شکل آنها با ساختار ، واکنش محیط ، ((دما)) ، سن و بعضی عوامل دیگر بستگی دارد. سلول باکتری دارای هسته بسیار کوچک و اکثرا غیر قابل مشاهده ، ((سیتوپلاسم)) ، ((واکوئل)) ، ((دیواره سلولی)) و عده‌ای از آنها دارای کپسول یا ((پوشینه)) می‌باشند. عده‌ای از باکتریها دارای ((کلروفیل)) در سیتوپلاسم خود بوده و ((اتوتروف)) می‌باشند.
!!فلاژله‌ها
((فلاژله|فلاژله‌ها)) ابتدایی ترین تک سلولی‌ها هستند که می‌توان برخی از آنها را جز سلسله گیاهی به حساب آورد.
!!جلبکها
رستنی‌های دارای کلروپلاست هستند. کلروپلاست این گروه را غالبا مواد یا ذرات رنگی قرمز ، قهوه‌ای یا آبی می‌پوشاند. ((جلبک|جلبکها)) به گروه دیاتومه‌ها که تک سلولی و پوسته سیلیسی دارند و ((جلبک آبی|جلبکهای آبی)) ، ((جلبک قهوه‌ای|جلبکهای قهوه‌ای)) ، ((جلبک سبز|جلبکهای سبز)) و ((جلبک قرمز|جلبکهای قرمز)) تقسیم می‌شوند. جلبکها 1800 جنس و 2100 گونه دارند که از نظر شرایط زیست ، اندازه ، ساختار بیولوژیکی و فیزیولوژیکی و ((تولید مثل جلبک|تولید مثل)) با یکدیگر متفاوت اند. جلبکها اکثرا آبزی بوده ، بطور شناور و یا چسبیده به کف یا تکیه گاه در آب قرار می‌گیرند. جلبکهای کوچک میکروسکوپی و شناور در آب را ((فیتوپلانکتون)) گویند. جلبکها با عمل ((فتوسنتز)) بر ((اکسیژن)) محیط افزوده ، از این راه موجب تصفیه آبهای آلوده و ((فاضلاب|فاضلابها)) می‌شوند. 
!!قارچها
رستنی‌های ((انگل)) یا ((ساپروفیت)) فاقد کلروفیل هستند. برخی از صفات قارچها به صفات جانوران و برخی دیگر شبیه صفات گیاهان است. قارچها برخلاف باکتریها و عده‌ای از جلبکها ((هسته جلبک|هسته)) مشخص دارند. مواد ذخیره‌ای در قارچها به شکل ((گلیکوژن)) و یا ((چربی)) است و چون فاقد کلروفیل هستند نمی‌توانند مستقیما کربن هوا را جذب کرده ، از آن مواد لازم برای رشد خود را بسازند. ((قارچ|قارچها)) مجبورند، ((کربن)) لازم را برای ادامه حیات از موادی مانند ((گلوسید|گلوسیدها)) که در ترکیب شیمیایی آنها کربن وجود دارد بدست آورند. عده‌ای از قارچها کربن و ترکیبات آن را از بدن جانوران یا گیاهان می‌گیرند و عده‌ای دیگر روی ((مواد آلی)) و بازمانده گیاهان یا لاشه جانوران و یا ((کود شیمیایی|کود)) به سر برده ، ((مواد غذایی)) را از آنها اخذ می‌کنند. بنابراین همه قارچها ((هتروتروف)) می‌باشند.
!!گلسنگ‌ها
گلسنگ‌ها رستنی‌هایی مشترک از یک قارچ و یک جلبک اند که زندگی مشترک باهم دارند. هر جلبک با هر قارچ نمی‌تواند تشکیل ((گلسنگ)) بدهد. قارچهایی که در تشکیل گلسنگها شرکت دارند خود به تنهایی قادر به ادامه زندگی مستقل در طبیعت نیستند. بنابراین همیشه گونه مشخصی از یک قارچ یا گونه مشخصی از یک جلبک تشکیل یک گلسنگ می‌دهند. در زندگی اشتراکی این دو ، جلبکها به علت داشتن کلروپلاست عمل کربن گیری انجام داده در ساختن مواد آلی شرکت دارند و قارچها با جذب آب و مواد معدنی بخشی از آن را در اختیار جلبک قرار داده، جلبک نیز به نوبه خود مقداری از مواد آلی ساخته شده را در اختیار قارچ می‌گذارد. بدین ترتیب بین این دو گیاه ((همزیستی|زندگی همزیستی)) برقرار می‌گردد.
!!کاراسه یا کاروفیتها
((کاراسه)) یا کاروفیتها گروه مخصوصی از جلبکها هستند که تکاملی بیشتر از بقیه جلبکها داشته ، امروزه فقط در ((آب شیرین|آبهای شیرین)) می‌رویند.
!بریوفیتها
((بریوفیت|بریوفیتها)) گیاهانی فاقد ((ساقه)) ، ((ریشه واقعی)) ، ((گل)) و ((برگ)) و ((آوند)) بوده ، غالبا اندامهای برگی شکل دارند. دستگاه زایای ماده در این گروه گیاهی به صورت ((آرکگن)) است. بریوفیتها ، شامل ((خزه‌|خزه‌ها)) و ((هپاتیک‌|هپاتیک‌ها)) هستند و این گیاهان برخلاف گیاهان دانه دار و آوندی که از یک رویش تخم حاصل می‌شوند، از رشد ((اسپور)) نتیجه شده ، اندام برگی ، محور و ریشه در این گیاهان در حقیقت نوعی ریسه یا تال به اشکال متفاوت به حساب می‌آیند. به عده‌ای از بریوفیتها که ریسه یکنواخت دارند، بریوفیتهای ریسه دار می‌گویند. بیشتر در کنار چشمه‌ها ، روی ((چوب)) و تنه درختان جنگلها و دره‌های مرطوب زندگی می‌کنند.
 

 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : پنجشنبه | نظرات () بازدید : 896
نویسنده : وحید حاجیلو |

به نام خدا
اهمّیّت انتشارات، مثل اهمّیّت خون هایی است که در جبهه ها ریخته می شود، و «مداد العلماء افضل من دماء الشهدا». دماء شهدا اگرچه بسیار ارزشمند و سازنده است، لکن قلم ها بیشتر می توانند سازنده باشند و اصولاً شهدا را قلم ها می سازند و قلم ها هستند که شهید پرورند.
امام خمینی

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : چهارشنبه | نظرات () بازدید : 347
نویسنده : وحید حاجیلو |

با سلام

برای دانلود جزوه ی درس تفسیر موضوعی قرآن کریم اینجا را کلیک کنید.

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : یکشنبه | نظرات () بازدید : 549
نویسنده : وحید حاجیلو |

کنجد با نام علمی سساموم ایندیکوم گیاهی است یک ساله از تیره کنجد و دیپلوئید که به صورت بوته ای استوار رشد می کند.

طول دوره رشد کنجد از 3 تا 6 ماه متغییر بوده و غالباً 100 تا 120 روز است.

کنجد سیستم ریشه ای مستقیم، قوی و گسترده ای دارد که قادر است در خاک های نفوذ پذیر، گرم و مرطوب تا عمق 2 متری نفوذ کند. عمق توسعه ریشه در شرایط کشت آبی غالباً کمتر از یک متر است و قسمت اعظم توسعه ریشه تا عمق 60 سانتی متری مشاهده می شود.

ساقه کنجد دارای مواد لزج(موسیلاژ) بوده و آبدار است. رنگ ساقه از سبز روشن تا ارغوانی متغییر بوده و غالباً سبز تیره است.

برگ های پایینی بوته عیرض و اغلب دندانه دار است و دارای بریدگی های کم وبیش زیاد می باشد. با پیشروی به سمت فوقانی ساقه، از میزان بریدگی برگ ها به شدت کاسته شده و برگ ها باریکتر و نوک تیز می باشند.

گلهای زنگوله مانند کنجد به طول 3 تا 4 سانتی متر در زاویه داخلی برگ ها به ظهور می رسند. تشکیل گلها حدود 1.5 تا 2.5 ماه بعد از سبز شدن از ناحیه پایینی بوته آغاز شده و به طرف بالا ادامه می یابند. بالا ترین گره های ساقه به گل تبدیل نمی گردند . بدین لحاظ گیاه رشد نا محدود است.  در هر گل 4 پرچم وجود دارد که دو به دو بهم متصل می باشند. یک جفت کوتاهتر از جفت دیگر است. تخمدان زبرین بوده و از 2، 4، 8و 12 برچه تشکیل شده است. اتصال هر دو برچه با یکدیگر شدید بوده و هنگام رسیدگی و خشک شدن به صورت جفت از سایرین جدا می شوند. گل ها معمولا خودگشن می باشد.

میوه کنجد به صورت کپسولی است چهارگوش با راس کوتاه مثلثی، کرکدار و شیارهای عمیق طولی .

کاشت، داشت و برداشت

در صورت وجود بافت های سبک تا متوسط با ساختمان معقول و عدم آب ایستادگی و یا تحت شرایط آبیاری بارانی، کنجد به صورت مسطح کاشته می شود. در صورت وجود بافت نیمه سنگین و یا احتمال اب ایستادگی لازم است کنجد به فرم جوی وپشته کاشته گردد.

کاشت در زمین مسطح ممکن است با استفاده از ردیف کار غالت ریز دانه (دریل گندم) بعمل اید.

تولید هر تن دانه کنجد به 45 تا 55 کیلوگرم نیتروژن، 14 تا 15 کیلوگرم فسفر و 55 تا65 کیلوگرم پتاسیم نیاز دارد.

کنجد پس از سبز شدن و در مرحله گیاهچه و گل دهی و دانه بندی به تنش رطوبتی حساس است.

در زراعت سنتی، بوته ها را بادست از خاک های دارای بافت سبک بیرون می کشند و در خاک های دارای بافت متوسط تا نیمه سنگین با داس و از نزدیکی سطح خاک درو می کند. در زراعت نیمه مکانیزه، بوته ها را در مرحله شروع رسیدگی فیزیولوژیکی با دروگر از نزدیکی سطح زمین می برندو به خرمن جا منتقل می کنند.
امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : یکشنبه | نظرات () بازدید : 685
نویسنده : وحید حاجیلو |

به نام خدا

تأثیر متقابل دو عامل

فنوتیپ، اثر فرآورده های ژن است که در محیط معینی تجلی می کند. مراد از محیط، تنها عوامل بیرونی مانند دما و 

امتیاز : نتیجه : امتیاز توسط نفر مجموع امتیاز :

تاریخ : شنبه | نظرات () بازدید : 320

ویژگی های رطوبتی ناحیه ی کوهپایه ی داخلی تاریخ : شنبه 04 مرداد 1393
مجهول کردن افعال کمکی در انگلیسی تاریخ : چهارشنبه 11 تیر 1393
Relative pronouns تاریخ : سه شنبه 10 تیر 1393
Passives تاریخ : سه شنبه 10 تیر 1393
breeder تاریخ : دوشنبه 25 فروردین 1393
سیر و درمان مسمومیت تاریخ : پنجشنبه 14 فروردین 1393
ذرت خوشه ای - رطوبت تاریخ : پنجشنبه 12 دی 1392
طرح آزمایشات کشاورزی تاریخ : دوشنبه 09 دی 1392
طرح مقدماتی تاریخ : دوشنبه 09 دی 1392
اکولوژی برنج تاریخ : دوشنبه 02 دی 1392
چیزل تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392


مهندسین زراعت و اصلاح نباتات 90 بوعلی
firefox
opera
google chrome
safari